عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری
تا به حالا نوبت ما بود حالا دیگری؟
گفته بودی که مرا وقت سفر خواهی شناخت
عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری!
رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان
پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری..
من که نفرینت نکردم..روزی اما می دهد
پاسخ کار تو را حالا خدا،یا دیگری
دیدگاه ها (۱)

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ... ﺁﺧﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﻣﺪﻧﺶ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ....

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی..اندوه بزرگی ست زمانی که ن...

ساده ام مثل کبوترکه به دیوار تو عادت دارمتو مرا دانه دهی یا ...

هنوز در تعجبم به گفتن خدا نگهدارت.. اگر نمیخواستی برگردی، اص...

داستان عنکبوت منزوی پارت پنجم

فرشته کوچولو(۲).........پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط