سردم شده است و از درون می‌سوزم

سردم شده است و از درون می‌سوزم
حالا شده کار هر شب و هر روزم
تو شعر مرا بپوش سرما نخوری
من دکمه این قافیه را می‌دوزم
دیدگاه ها (۳)

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

همین که مردم شهر ...تو را دیدند ...سراغ قافیه ها رفتند ...تا...

نگو از عشق می‌ترسی مرا عاشق ندیدی تو من عاشق تمام باورم سمت ...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

داداشی هاع زدم تو کار Gravity Falls رفتم هرچی کتاب متاب بود ...

زخم فراموشی

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط