رمان دریای عشق

رمان دریای عشق
پارت ۴
ویو یونا
لونا : من به جای یونا میرم
بابا یونا : اخه ! مشکلی نیست که ۲ تا شغل داری
لونا : اشکالی نداره ، وای قل بده دیگه یونا رو تو خطر نندازی
ویو تهیونگ
روی تخت دراز کشیدم و داشتم به یونا فکر میکردم . جونگ کوک وارد اتاق شد
تهیونگ : مشخصات جدیدش رو پیدا کردی ؟
جونگ کوک : شخصیتی درست نکرده ولی امار خانوادش رو در اوردم . یه دختر داره که ...
برگه که تو دستش بود رو گرفتم
جونگ کوک : یونا دختر کسی هست که دیوانه وار دنبالته
جونگ کوک : میدونم عاشقشی و این خیلی چیز هارو سخت میکنه
تهیوگ : من و عشق
خنده ای کردم
جونگ کوک : مطمئنی ؟!
تهیونگ : نه
جونگ کوک : شب بخیر
و از اتاق بیرون رفت
ویو یونا
برگشتم تو اتاقم که دیدم جونگ کوک بهم پیام داده
جونگ کوک : فردا ساعت ۷ میام دنبالت
خیلی عجیب بود ، با من چه کاری داره ؟
یونا : شمارم رو از کجا اوردی ؟
جونگ کوک : تو پیست از رزی گرفتم
یونا : کجا میریم ؟
جونگ کوک : خودت میفهمی

❤️حمایت بشه ❤️
گزارش نشه لطفا ❤️
دیدگاه ها (۶)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت ۱۲

Iove and the moonPart21جیمین: تمام هم کار ها توجه کن خانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط