خَسته اَم بَس کهٍ پنهآن کَردَم دُوست دآشتنَــــت رآ مَن ب

خَسته اَم بَس کهٍ پنهآن کَردَم دُوست دآشتنَــــت رآ مَن بدهکآرَم بهٍ دلَم بخآطرٍ تَمآم لَحظه هآیی کهٍ مَحکومَش کَردم بهٍ سُکوت


دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا !!!
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ،دل من را دیدی...؟!
دیدگاه ها (۱)

مرد بی رحم

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

چقدر پاشیده از هم پیکرت خوش قدُ بالا بلند شو تا مادرت نبینه ...

#in_your_eyespart_10۷ویو کایلازمان خیلی زودتر از چیزی که فکر...

🍂 ناطق نوری بعد از نماز جماعت، برای جوراب ریش ریش آقا گریه ک...

پارت ۱۶ (پایانی): طلوعِ دوبارهزمان مثل باد گذشت. ماه‌ها یکی ...

چقدر این حکایت مطابقت بااین روزگار دارهداستان روباه دم‌بریده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط