شاعر اگر نمی شدم

شاعر اگر نمی شدم
پیچکی می شدم شاید
پیچیده بر دیوار خانه ات
تا پای پنجره

یا تکه ابری
سرپیچیده از باد
پا به پای تو

شاعر نمی شدم اگر
به غبار هر روزه ای
روی اشیای خانه ات قناعت می کردم
که به جانم بیفتی
پاکم کنی از بودن
گره خورده ام اما به عقوبتی سخت
و کلمه
راه محال
برای رسیدن به توست....
#هومن_محمدکرمی
@dastkhatcafe
دیدگاه ها (۱)

افتاده در چشم تو صاف

The Last Shadow

وقتی لب تو خنده زد

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط