ای نورتر از نور!

ای نورتر از نور!
کاش آن گونه که با موسی حرف زدی با من هم سخن میگفتی!
هرچند می دانم بارها با من حرف زده ای،با زبان خاموش گل های محمدی،با چشم هاب پرحرف آفتابگردان ها و سفیدی نگاه ماه،آن زمانیکه جهان به چشمم سیاه شده بود.
می خواهم بی هیچ آدابی و تربیتی،با کلام ساده بک چوپان با تو حرف بزنم؛
وهمه حرف های دلم را در طنین ساز یک نی لبک خلاصه کنم:
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت؟
ای خدای موسی!
از تو می خواهم موسی را بفرستی تا از نیل قلبم بگذرد و فرعون نفسم را غرق سازد.
ای پروردگار!
《خلصنا من النار》...مرا از شر آتش گناه خلاص کن!
دیدگاه ها (۳)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

پروانه جان

پروانه جان

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول : حضرت امام سجاد علیه السلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط