به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم ,
به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم ,
به خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم . . . .
به خاطر تو کلماتم را به باغهای بهشت پیوند می زنم ,
به خاطر تو دستهایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارم . . . .
به خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمانهای دور دست چشم پوشید ,
به خاطر تو می توان شعله تلخ جهنم را ,
چون نهری گوارا نوشید . . . .
به خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشت ,
به خاطر روی زیبای تو بود ,
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند . . . .
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود ,
که دست هیچ کس را در هم نفشردم . . . .
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود ,
که حرفهای هیچ کس را باور نداشتم . . . .
به خاطر دل پاک تو بود ,
که پاکی باران را درک نکردم . . . .
به خاطر عشق بی ریای تو بود ,
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم . . . .
به خاطر صدای دلنشین تو بود ,
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست . . . .
عزیزم...
عشق را در تو ، تو را در دل ، دل را در موقع تپیدن ,
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم . . . .
من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ، شب را در بستر ,
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم . . . .
من بهار را به خاطر شکوفه هایش ,
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را
به خاطر تو دوست دارم . . . .
به خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم . . . .
به خاطر تو کلماتم را به باغهای بهشت پیوند می زنم ,
به خاطر تو دستهایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارم . . . .
به خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمانهای دور دست چشم پوشید ,
به خاطر تو می توان شعله تلخ جهنم را ,
چون نهری گوارا نوشید . . . .
به خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشت ,
به خاطر روی زیبای تو بود ,
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند . . . .
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود ,
که دست هیچ کس را در هم نفشردم . . . .
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود ,
که حرفهای هیچ کس را باور نداشتم . . . .
به خاطر دل پاک تو بود ,
که پاکی باران را درک نکردم . . . .
به خاطر عشق بی ریای تو بود ,
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم . . . .
به خاطر صدای دلنشین تو بود ,
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست . . . .
عزیزم...
عشق را در تو ، تو را در دل ، دل را در موقع تپیدن ,
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم . . . .
من غم را در سکوت ، سکوت را در شب ، شب را در بستر ,
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم . . . .
من بهار را به خاطر شکوفه هایش ,
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را
به خاطر تو دوست دارم . . . .
- ۲.۰k
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط