دلـم
دلـم
بهــانه ی “تـو” را دارد !
تو می دانی بهانه چیست ؟!
بهانه … !
همان است که شب ها خواب از چشم خیس من می دزدد…
بهانه ... !
همان است که
روزها
میان انبوهی از آدم ها
چشمانم را پی تو می گرداند ... !
بهانه … !
همان صبری است که به لبانم سکوت می دهد؛ تا گلایه ای نکنم از نبودنت ... !
من صبورم … اما … مگر این دل دیوانه ، صبر میداند چیست ... ؟؟
بهــانه ی “تـو” را دارد !
تو می دانی بهانه چیست ؟!
بهانه … !
همان است که شب ها خواب از چشم خیس من می دزدد…
بهانه ... !
همان است که
روزها
میان انبوهی از آدم ها
چشمانم را پی تو می گرداند ... !
بهانه … !
همان صبری است که به لبانم سکوت می دهد؛ تا گلایه ای نکنم از نبودنت ... !
من صبورم … اما … مگر این دل دیوانه ، صبر میداند چیست ... ؟؟
- ۸۸۱
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط