کتاب "جای خالی سلوچ" محمود دولت آبادی را ورق میزدم ...

کتاب "جای خالی سلوچ" محمود دولت آبادی را ورق میزدم ...
جایی از کتاب نوشته بود :
"روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند .  #روز و  #شب دارد ، روشنی دارد ، تاریکی دارد ، کم دارد ، بیش دارد . دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده ، تمام میشود ،  #بهار می اید"
دیدم گوشه همین صفحه نوشته ام :
"از یک جایی به بعد ،  #حال ادم  #خوب نمیشود"
حرفم را پس گرفتم ، خط زدم جمله ی خودم را ...
اصلا همانی که دولت ابادی گفته ...
.
از یک جایی به بعد ، ادم  #آرام میگیرد ،
بزرگ میشود ،
بالغ میشود و پای تمام اشتباهاتش می ایستد ،
سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد ،
دنبال مقصر نمیگردد ،
قبول میکند گذشته اش را ،
انکار نمیکند ان را ،
نادیده اش نمیگیرد ،
حذفش نمیکند ،
اجازه میدهد هر چه هست ، هر چه بوده در همان گذشته بماند ...
حال باید  #آینده را بسازد ، از نو ، به نوعی دیگر ...
یاد میگیرد زندگی یک موهبت است ، غنیمت است ،  #نعمت است ، قدرش را بداند و ان را فدای ادمهای بی مقدار نکند ... همه ی اینها را که فهمید یک آرامشی می اید مینشیند توی دلش ، توی  #روح و روانش ...
اصلا اینجای  #زندگی همان جایی است که دولت ابادی گفته :
از یک جایی به بعد ، حال آدم خوب میشود ...
دیدگاه ها (۲)

𓂃ִ͜.❀ ִֶָ𓆩🍃🌹𓆪𓂃ʚଓ͜𓂃آدمی به مرور آرام می‌گیرد بزرگ میشود ‌بالغ...

آدمی به مرور آرام میگیرد

حالا من دقیق نمی‌دونم کی مقصره و کی نیست...کی می‌دوعه که راب...

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

❇️این لوح ویژه و باقی مانده از کشتی نوح در حال حاضر درون موز...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

پارت ۱۴: خب فک کنم عاشقت شدم will i fill i love you

پارت ۶۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط