─═हई✯love story✯ईह═─

 ─═हई✯love story✯ईह═─
The End

♫♫ عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام وآسوده در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایم نام تو را خواندم
کاش ای هوس بازم باتونمی ماندم
روزی که میگفتی من با تو می مانم
روزی که فهمیدی من بی تو می میرم
روزی که با عشقت بستی به زنجیرم
بازنده من بودم این بوده تقدیرم
خوش باوری بودم پیش نگاه تو
هردم ز چشمانت خواندم کلامی نو
عشق تو چون برگی در دست طوفان بود
دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که می میرم گفتی که میدانم
باور نمیکردم هرگز جدایی را
آن آمدن با عشق این بی وفایی را
─═हई✯love story✯ईह═─
The End
دیدگاه ها (۸)

P³⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆⁴سه شنبه بود‌.کارات رو تموم کردی و آماده رفتن به خونه...

و یه روزی، یه روزی که هیچ‌کس حتی یادش هم نباشه که من بودم، ی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

Iove and the moonPart24ویو فردا صبح وقتی از خواب بیدارشدم ...

پارت آخر «حسود کوچولوی جذابم» 🍓🎀🌒ویو لناماشین رو جلوی خونه پ...

الماس زیبای من part¹¹ کوک نزدیک ات شد و گونشو بوسید که تهیون...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁹صبحِ روز بعد، آفتاب حضورش رو با ل...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط