فقط اسمی به جامانده ازآنچه بودم وهستم دلم چون دفترم خالیس

فقط اسمی به جامانده ازآنچه بودم وهستم دلم چون دفترم خالیست قلم خوشکیده دردستم،،گره افتاده درکارم به خودکرده گرفتارم به جوزدرخود فروع رفتم چه راهی پیش رودارم،،عزیزان یک به یک رفتن مراباخودرها کردن.
دیدگاه ها (۱)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

part 2_امشب بزرگترین تاجر های دنیا قراره اینجا دعوت بشن.. می...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

Do I love him, or do I hate him?p:²که مچم توسط یکی گرفته شد_...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

پارت ۱ ویو ا.ت مثل همیشه نامجون با اون جِدیتی که فقط جلوی دا...

اخرین دعا 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط