شب همه شب شکسته خواب به چشمم

شب همه شب شکسته خواب به چشمم
گوش بر زنگ کاروانستم
با صداهای نیم زنده ز دور
هم عنان گشته هم زبان هستم.
جاده اما ز همه کس خالی است
ریخته بر سر آوار آوار
این منم مانده به زندان شب تیره که باز
شب همه شب
گوش بر زنگ کاروانستم.
دیدگاه ها (۷)

رفت !!!و نگفت من، بی اومیان ماندن و نماندن بودن و نبودندست و...

" بمان بامن رفیق باصداقت !" بخوان شعری زدوران رفاقت!" زدوران...

حال ما با دود و الکل جا نمیاید رفیق.... زندگی کردن به عاشق ه...

قلبت را آرام کن..یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت های...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

اسم رمان : در جستجوی چه چیزی ؟پارت ۱۷ × ادامه بده÷ فقط کافیه...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

Between Sleep and Breath

حماسی

از دشمنان تا عاشقان

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط