آیات بخوانید که ماه علی گرفت
آیات بخوانید که ماه علی گرفت
دستی رسید و راه نگاه علی گرفت
بابا رسید و دید گلش را و آه...
نه... آهی مجال گفتن آه علی گرفت
دست خدا دو دست به زانو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
آتش زبانه از در و مسمار می کشید
دستی شکسته منت دیوار می کشید
یکسو تمام خصم علی را ... و یکطرف
یک بانوی خمیده و بیمار می کشید
با حال مضطرش ز همه رو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
آنانکه که زخم بر پر و بال ملک زدند
بر زخمهای تازه حیدر نمک زدند
با حرص بی هوا جلوی چشم شوهرش
بانوی آسمان و زمین را کتک زدند
چادر به خون تازه دگر خو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
زهرا میان کوچه زمین خورد و... یاعلی
برخواست و دوباره زمین خورد و یاعلی
یک قطره اشک از دل هفت آسمان چکید
گویا تمام عرش زمین خورد و... یاعلی
با اشک آسمان دم یاهو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
دیگر صدای ناله زینب عجیب شد
چیزی شبیه ناله امن یجیب شد
پنجاه سال بعد دوباره همان صدا پیچید و
قتلگاه پر از بوی سیب شد
قاتل به دست خنجر و گیسو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
باید گریست بر کفنی که نداشتی
بر پاره های پیراهنی که نداشتی
خون گریه کرد با دل خونین مادرت
با زخم های آن بدنی که نداشتی
زینب نشسته بود و پهلو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
دستی رسید و راه نگاه علی گرفت
بابا رسید و دید گلش را و آه...
نه... آهی مجال گفتن آه علی گرفت
دست خدا دو دست به زانو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
آتش زبانه از در و مسمار می کشید
دستی شکسته منت دیوار می کشید
یکسو تمام خصم علی را ... و یکطرف
یک بانوی خمیده و بیمار می کشید
با حال مضطرش ز همه رو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
آنانکه که زخم بر پر و بال ملک زدند
بر زخمهای تازه حیدر نمک زدند
با حرص بی هوا جلوی چشم شوهرش
بانوی آسمان و زمین را کتک زدند
چادر به خون تازه دگر خو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
زهرا میان کوچه زمین خورد و... یاعلی
برخواست و دوباره زمین خورد و یاعلی
یک قطره اشک از دل هفت آسمان چکید
گویا تمام عرش زمین خورد و... یاعلی
با اشک آسمان دم یاهو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
دیگر صدای ناله زینب عجیب شد
چیزی شبیه ناله امن یجیب شد
پنجاه سال بعد دوباره همان صدا پیچید و
قتلگاه پر از بوی سیب شد
قاتل به دست خنجر و گیسو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
باید گریست بر کفنی که نداشتی
بر پاره های پیراهنی که نداشتی
خون گریه کرد با دل خونین مادرت
با زخم های آن بدنی که نداشتی
زینب نشسته بود و پهلو گرفته بود
کشتی شکسته بود و پهلو گرفته بود
- ۱.۸k
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط