مهمونی خطرناک

مهمونی خطرناک
پارت =1
ویو ات=
سلام من کیم اتم و بیست سالمه پدر و مادرم رو تو یک تصادف از دست دادم و یک ساله که خونه جونگ کوک زندگی میکنم ما هنوز ازدواج نکردیم اما خیلی باهم خوبیم
.........
از خواب بیدار شدم ،جونگ کوک کنارم نبود، از جام بلند شدم ،لباس خوابمو با یه لباس مناسب عوض کردم.
رفتم سرویس و کارای لازم رو انجام دادم و از اتاق بیرون اومدم...
مثل همیشه بوی تلخ قهوه توی فضا پیچیده بود،از پله ها پایین اومدم..جونگ کوک با پیراهن رسمی سفید رنگش که دوتا از دکمه های بالاش باز بود رو مبل داشت قهوش رو مزه مزه میکرد.

با صدای ارومی گفتم:

سلام صبح بخیر

سرش رو کمی بالا آورد و با دوتا چشمای تیله ایش به من نگاه کرد و با صدای دورگه ای لب زد :

صبح بخیر پرنسسم

به آرومی کنارش نشستم و سرم روی شونش گذاشتم:

برنامه امروزت چیه؟

با لحنی که مهربونی ازش میبارید گفت:

با اینکه دوست دارم با پرنسسم وقت بگذرونم ولی مجبورم برم شرکت..امروز جلسه داریم.
سرم از روی شونش بلند کردم و توی چشماش خیره شدمم ..این مرد منو دیوونه میکرد ..
لب زدم:

اشکال ندارهه ولی بعد از شرکت وقتت برای منه دیگه نه؟؟

همونطور که توی چشمام خیره شده بود لبخند محوی زد و گفت:

البته که برای شماست..
..خب من دیگه برم که داره دیرم میشه

همراهش بلند شدمو تا دم در باهاش رفتم اما قبل از رفتن توی صورتم خم شد و بوسه ریزی روی لبم کاشت و گفت:

مراقب خودت باش پرنسسم..
و بعد ماشینش به آرومی از حیاط خارج شد.

منم برگشتم توی خونه صبحانه ام رو خوردم و یکم به کارای خونه رسیدگی کردم

۳ساعت از رفتن جونگ کوک میگذشت که تصمیم گرفتم برم و سریال ببینم

ویو جونگ کوک
امروز یک جلسه مهم توی شرکت داشتیم و خوشبختانه به موقع رسیدم ....
بعد از گذشت ۱ساعت و نیم بلاخره قرار داد بسته شد..
ادامه دارد....

امیدوارم خوشتون بیاد ..بای بای🫠
دیدگاه ها (۹)

مهمونی خطرناک پارت = 2وقتی قرار داد رو بستیم سریع از شرکت زد...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

نام = مهمونی خطرناک ژانر =مافیایی / عاشقانهافراد = کیم ات / ...

چند پارتی جونگ کوک

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط