برهنه به بستر بی‌کسی مُردن،

برهنه به بستر بی‌کسی مُردن،
تو از یادم نمی‌روی
خاموش به رساترین شیونِ آدمی،
تو از یادم نمی‌روی
گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار، تو از یادم نمی‌روی
سفری ساده از تمامِ دوستتْ دارمِ تنهایی،
تو از یادم نمی‌روی
سوزَنریزِ بی‌امانِ باران، بر پیچک و ارغوان،
تو از یادم نمی‌روی
تو ...
تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی؟!


#سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۱۰)

ﺩﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻭﺻﻠﺶ ﻧﺘﻮﺍﻧﯽﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧ...

ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ !ﺗﻮ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﺩﺭ ﻫﺠﻮﻡِ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ ﻫﺎﭘﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯼﺩﺭﺳﺖ ...

ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻓﻜﺮ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻡ ﺧﺪﺍﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﺑﺮﻫﺎﻣﺜﻞ ﻗﺼﺮ ﭘ...

کاشمیگفتی چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست #فریدون_مش...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

🌱🍒  حوصله رفتن این همه راه در من نیست.هوای امروزِ خانهخیلی خ...

پارت نوزدهمزمستان سردی بود. شب. برف پشت پنجره‌ی اتاق‌شان آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط