برهنه به بستر بی‌کسی مُردن،

برهنه به بستر بی‌کسی مُردن،
تو از یادم نمی‌روی
خاموش به رساترین شیونِ آدمی،
تو از یادم نمی‌روی
گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار، تو از یادم نمی‌روی
سفری ساده از تمامِ دوستتْ دارمِ تنهایی،
تو از یادم نمی‌روی
سوزَنریزِ بی‌امانِ باران، بر پیچک و ارغوان،
تو از یادم نمی‌روی
تو ...
تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی؟!


#سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۱۰)

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

سناریو ران

ادامه ی رمان هفتمین سایه

فاصله یک لبخند تا جنون

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

**عنوان: ضربان‌های پنهان باران**سالن مجلل مهمانی پر از هیاهو...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط