کیستی؟ معشوق دیرین منی

کیستی؟ معشوق دیرین منی

کیستی؟ رویای شیرین منی

این تویی آن کس که بندی بسته ام

از نگاه او به قلب خسته ام

آنکه رنجوریم، رنجوریش بود

آن که خاموشیم ،مهجوریش بود

آن که خواند از نگاهم راز دل

وز لب خاموش من آواز دل

آن که جان من به جانش بسته بود

غیر من از عالمی بگسسته بود

این تویی آن کس که شبهای دراز

با دل پر مهر من میگفت راز

آنکه بی من غیر من فکر ی نداشت

آنکه جز نام هما ذکری نداشت

هستی من بود و هستی بخش من

روح و جان ما یکی بود، در دو تن

بود جانش بافته با تار من

مایه امید او دیدار من

گر لب من لحظه ای خاموش بود

سینه پر مهر او در جوش بود

در شب او نور پاک ماه من

آتش دل من شراراه من

آنکه پا تا سر محبت بود و بس

یا ز من غافل نمیشد یک نفس

کیستی ؟ دریای گوهر زای من

کیستی ؟ در عاشقی رسوای من

راستی اینها همان چشمان اوست

آن دو مست دلربای فتنه جوست

پس خداوندا صفای آن کجاست

آن نگاه آشنای آن کجاست

این همان لب های عطر آگین اوست

جام مستی آور شیرین اوست

قند تکرای من قندش چه شد

پس خدایا ناز و لبخندش چه شد

نازنینم از دورویی ننگ داشت

کی درون سینه قلبی سنگ داشت

هر کسی شد شبیه یار من

کی شناسد این دل بیمار من

کیستی ؟نا آشنایی او ندای

راستی گر نیستی او پس که ای

ای خدا ، اوی من این دیوانه نیست

اوی من با قلب من بیگانه نیست

ای خدا یا باز ده او را به من

یا زجا بنیاد و امیدم بکن
دیدگاه ها (۱)

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطرتوام سنگین شدهای به ر...

وقتی لب تو خنده زد

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

نمیبخشمت p.23

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

...My evil angel...پارت⁵🪽🔥 فصل سومنگهبان تالار خاطرات...سکوت...

( last minute )

مرگ در اغوش معشوقه خود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط