شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا

شد یار و به غم ساخت گرفتار مرا
نگذاشت به درد دل افکار مرا

چون سوی چمن روم که از باد بهار
دل می‌ترقد چو غنچه، بی‌یار، مرا

#وحشی بافقی
دیدگاه ها (۲)

تو همـانی که به درد دل من درمانیتو همانی که مرا عین خودت می‌...

آقا بـیا که بی‌تو به دل‌ها قـرار نیست       🥲     دردی بزرگت...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

عاشقانه های شبنم

نزدیک پاییز است

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط