این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل
این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل دهلوی**، شاعر بزرگ سبک هندی است. این غزل نمونه بارزی از نگاه فلسفی، عرفانی و پیچیده بیدل به مفاهیمی مثل تعلقات دنیا، حیرت و رهایی است.
در ادامه متن کامل این غزل تقدیم شما میشود:
### متن کامل غزل بیدل دهلوی
به صد دام آرمیدم، دامن از چندین قفس چیدم
به بوی یک گامآزاد، تا اینجا دویدم
به رنگ شمع در هر جا که سر برکردم از هستی
به گردن خط تسلیمی ز خون خود کشیدم
غبار سرمه در چشمم به یاد دامن یاریست
اگر سرمست خوابم، خواب پا در گل کشیدم
ز شوق جلوهٔ آن بینشان، چندان که در هر سو
نظر پرواز دادم، باز در خود آرمیدم
چو بوی گل به داغ ناتوانیها همآغوشم
به هر جا میروم، بار دل خود میکشیدم
به مستی پر فشاندم، از چمن بیرون زدم دامن
همان صیاد گلشن بودم و خود را ندیدم
چو شبنم از هوای قطرهام، در جلوهگاه گل
به صد آغوش، طوفانِ گلستان آفریدم
چو بیدل، در بهار ناتوانیهای خود شادم
که من هر چند فرسودم، سراپا نور دیدم
### نگاهی کوتاه به بیت اول
بیدل در همان بیت اول که اشاره کردید، با زبان استعاری و زیبای خود میگوید که برای رسیدن به یک لحظه آزادی واقعی و رهایی از بند تعیّنات، اسارت در صدها دام و قفسِ این دنیا را تجربه کرده و پشت سر گذاشته است؛ گویی سفر انسان در این جهان، عبورِ مدام از پیلهها و قفسهاست تا در نهایت به آن «یک گامِ آزاد» و رهایی مطلق برسد.
#مرگ
#آخرت
#شعر
#بیدل
در ادامه متن کامل این غزل تقدیم شما میشود:
### متن کامل غزل بیدل دهلوی
به صد دام آرمیدم، دامن از چندین قفس چیدم
به بوی یک گامآزاد، تا اینجا دویدم
به رنگ شمع در هر جا که سر برکردم از هستی
به گردن خط تسلیمی ز خون خود کشیدم
غبار سرمه در چشمم به یاد دامن یاریست
اگر سرمست خوابم، خواب پا در گل کشیدم
ز شوق جلوهٔ آن بینشان، چندان که در هر سو
نظر پرواز دادم، باز در خود آرمیدم
چو بوی گل به داغ ناتوانیها همآغوشم
به هر جا میروم، بار دل خود میکشیدم
به مستی پر فشاندم، از چمن بیرون زدم دامن
همان صیاد گلشن بودم و خود را ندیدم
چو شبنم از هوای قطرهام، در جلوهگاه گل
به صد آغوش، طوفانِ گلستان آفریدم
چو بیدل، در بهار ناتوانیهای خود شادم
که من هر چند فرسودم، سراپا نور دیدم
### نگاهی کوتاه به بیت اول
بیدل در همان بیت اول که اشاره کردید، با زبان استعاری و زیبای خود میگوید که برای رسیدن به یک لحظه آزادی واقعی و رهایی از بند تعیّنات، اسارت در صدها دام و قفسِ این دنیا را تجربه کرده و پشت سر گذاشته است؛ گویی سفر انسان در این جهان، عبورِ مدام از پیلهها و قفسهاست تا در نهایت به آن «یک گامِ آزاد» و رهایی مطلق برسد.
#مرگ
#آخرت
#شعر
#بیدل
- ۴۹۳
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط