------------------------------------------

------------------------------------------
رفته بودم قصابی ، خیلی هم شلوغ بود …
قصابه گوشت هر کی آماده میشد اینجوری صداش میزد : گوساله کی بود ؟ گوسفند بیا اینجا
به من گفت : تو گوسفندی ؟
مونده بودم چی بگم با لُکنت گفتم : نَــ....نَــــ...نَــه مــــن گاووووم !
------------------------------------------
دیدگاه ها (۳)

ﺗﻮﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺪ؟!...

ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺱ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻭ ﺟﻮﺍﺩ ﯾﺴﺎﺭﯼ ﻣﺠﻮّﺯ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺑﺪﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘ...

پارت ۸ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه عصر_تهیونگ:به وضوح میتونستم بغض جونگ...

پارت ۶

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط