چیز ها دیدم در روی زمین : کودکی دیدم، ماه را بو می کرد،قف

چیز ها دیدم در روی زمین : کودکی دیدم، ماه را بو می کرد،قفسی بی در دیدم که در آن، روشنی پر پر میزد،نردبانی که از آن، عشق میرفت به بام ملکوت
دیدگاه ها (۱)

شب سردی است و من افسرده ،راه دوری است و پایی خسته،تیرگی هست ...

صبحی سر زد مرغی پر زد یک شاخه شکست خاموشی هست،خوابم برد خواب...

زندگي رسم خوشايندي است.زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،پرشي...

انسانی که گمراهی را ببیند و او را با دانش و خرد خویش راهنمای...

بالهای سرخ پارت ۴

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانیمارا ز سر بریده می ترسانی؟!ما گر زس...

پارت ۱۱: پشتِ بامِ مدرسهتهیونگ با تمامِ توانش، خودش را به پش...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

تلاوت قرآن

دختری که ملکه ی جهنم شد

خون تک تک هموطنانی که امشب به روی زمین ریخته شد،بر گردن کسان...

ماه پنبه ای

سرنوشت پارت(۵)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط