تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست
یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست
شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی
با توام ! خانه ی تنهایی من دور که نیست
آنکه با دسته گلی حرف دلش را میزد
پردرد است ولی مثل تو مغرور که نیست
نازنین! عشق که نه ، اخم شما قسمت ماست
عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست
تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی
تو نگو نه ، دل دیوانه ی من کور که نیست
خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد
لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست
مشکل اینجاست نگفتی تو به من می دانم
تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست..
دیدگاه ها (۱۹)

بی خبر آمد ولی در بوق و کرنا کرد و رفتبی تفاوت التماسم را تم...

خسته ام، اما بخواهی تکیه گاهت می شومبین تنهایی آدم ها پناهت ...

تقدیم به مادر قلمم راست بایست!واژه ها ...گوش به فرمان قلم!هم...

با غم تنهایی ام،دیگر مدارا کرده ام...با خودم یک خلوت جانانه ...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط