گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد

گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد
جز گپ ریز ریز با مادرم
هی من حرف بزنم
هی او چای تازه دم بریزد
هی چای ام سرد بشود
هی دلم گرم
آنجا که چای ات سرد میشود
و دلت گرم
.
.
.
خانه ی مادر است.....خانه ی مادر
دیدگاه ها (۶)

یادمان نرود گاهی آن چه در پی آنیم زیر پا یا در کنار ماست و ت...

مقدس ﺗﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻪ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖﻧﻪ ﻭﺍﺗﯿﮑﺎﻥﻧﻪ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻧﻪ ﺗﺒﺖ...

ماسه ها فراموشکار ترین رفیقان راهند... پابه پایت می آیند آنق...

هیچ وقت قرص هـایـی که حال آدم را خوب می کنند، جــای "خـوب هـ...

مادر هیزل (سارا ایوانز) سن: حدود ۴۲ سالشغل: پرستار و شیفت خش...

p7بعد از تماس عجیب، جنا تصمیم گرفت به خانه برگردد.تمام مسیر،...

عاشقانه های شبنم

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

پارت⁸که یهو مادر تهیونگ با نگرانیه شدیدی که توی صورتش بود لب...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

چند روز از آن شب گذشته بود.ات و تهیونگ بالاخره با هم حرف می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط