اَگِـہ پُرسید اَزَت ” هَنوز تو فِڪرَمی ,, بِخَندُ بِهِش ب

اَگِـہ پُرسید اَزَت ” هَنوز تو فِڪرَمی ,, بِخَندُ بِهِش بِگو ” یِـہ تَجرُبِـہ بودَم هَمیـטּ

اَگِـہ پُرسید تآ حآلآ وآ۳ مَـטּ گِریِـہ ڪَردی ,, بِگو نَـہ , وَلی بِگو ,, گِریِـہ ڪَردَم ڪِـہ بَرگَردی ,, [!] ×
دیدگاه ها (۳)

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

اقا اگه یه سر به پیج قبلی من بزنید میبینید که من قبلا بشدت ا...

حق ترین چیزی که همه مون تا الان یه بار یا چند بار تجربه کردی...

نیما و نیوادد

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p53صبح روز بعد...نینا از اتاق بیرون اومد....

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶رینا: مال خودم.جونکوک:...

صدای همهمه همجا رو پر کرده بود از سر صدا سرش به درد اومده بو...

dark life = 33

سناریو(درخواستی):وقتی باهاشون قهری و یه مهمونی دعوت شدید و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط