مرابه خنده ای ازآفتاب مهمان کن

مرابه خنده ای ازآفتاب مهمان کن
به صبح روشن بی التهاب مهمان کن"*
دوباره بهمن و دود و دوباره چشمانت
مرا به خلوت این انقلاب مهمان کن
بیا و با غزل چشمهای زیبایت
مرا به گفتن یک شعر ناب مهمان کن
بیار جام لبت را، بزن به جام لبم
لبان سرد مرا هم، شراب مهمان کن
کتاب قصه ی عشق تو را جهان خوانده
مرا به صفحه ای از این کتاب مهمان کن
هزار پرسش تازه ز چشم تو دارم
دو چشم خیس مرا یک جواب مهمان کن
میان نیمه شب زلف مشکی ات، امشب
مرابه خنده ای ازآفتاب مهمان کن
دیدگاه ها (۱)

تا موی تو و دست من و شانه مهیاستدر دست من انگار که سرمایه دن...

ببین تو ای نگار من! چه بی بهانه می رویچه در سکوت و غمزده، چه...

هوا عطر و نفس آیینه دار استمبارک بادت ای بلبل بهار است "؟مبا...

چه گرمی ، چه خوبی ، شرابی ؟ چه هستی ؟بهاری ؟ گلی ؟ ماهتابی ؟...

لطفاً مرا به یک بیت شعر مهمان کنید🙏🫶🫰💕یکی از شعرهای مشهور و ...

«سمفونی سکوت»پارت ۱ ::درِ سنگین با صدای بلندی کوبیده شد و با...

‌‌──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب³اما درست وقتی وارد سالن شدم،قدم‌هام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط