fereshteh

fereshteh

خستـــــــــــــــــه ام
خسته از صبوری
از فریادهایی که در گلویم خفــه ماند
از اشــک هایی که قاه قاه خنــده شد
و از حرف هایی که زنده به گور گشت در گورستــان دلـــــــــم
آسان نیست در پس خنده های مصنوعی
گریه های دلت را
در بی پناهیت
در پشت هزاران دروغ پنهان کنی
این روزها معنی را از زندگـــی حذف کرده ام
برایم فرقی نمیکند روزهایم را چگونه قربانی کنم
دیدگاه ها (۷)

zohre مردم شهر سیاه خنده هاشان همه از روی سیاست... دلشان سن...

ﺻﺒﺮ ﻛﻦ ﺳﻬﺮاﺏ!! ﻗﺎﻳﻘﺖ ﺟﺎ ﺩاﺭﺩ?ﺁﺏ ﺭا ﮔﻞ ﻛﺮﺩﻧﺪ ,ﭼﺸﻢ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺴﺘﻨﺪ...

amir fighter نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی...

تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت...زووووووووووووووووو......

پارت ۶۶

when silence became a scream p7

ــــخــستــہ امـ …از صبورے خــستـــہ ام …از فــَریــــادهایے...

خــستــہ اماز صبورے خــستـــہ اماز فــریــــادهایے که در گــ...

خــستــہ اماز صبورے خــستـــہ اماز فــریــــادهایے که در گــ...

خسته ام...ازصبوری خسته ام...از فریادهایی که در گلویم خفه مان...

خسته م...از صبوری خسته م...از فریادهایی که در گلویم خفه ماند...

خــستــہ امـ …از صبورے خــستـــہ ام …از فــَریــــادهایے که ...

خــستــہ امـ …از صبورے خــستـــہ ام …از فــَریــــادهایے که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط