اونروز عاشق میشدم انگار با همه وجود

اونروز عاشق میشدم انگار با همه وجود
فرقی نداره جای تو کی پشت اون پنجره بود

من فکر میکردم که تو دلیل این علاقه ای
وقتشه برگردم ولی به زندگی واقعی

وقتی تو رو می خواستم اونقدر رفتی سمت باد
تا احتیاج من به تو مفهومشو از دست داد

تنها که بودم ساختم اون چهره ی خیالیتو
عکس تو بیشتر از خودت پر کرد جای خالیتو

نیومدی دنیای من حتی شب تولدت
من زندگی کردم ولی با فکر تو نه با خودت

تصویری از تو ساختم اما جلوم وامیستی
ثابت کنی که خود تو به اون قشنگی نیستی ..


{ مونا برزویی }
دیدگاه ها (۵)

سکوت همیشه به معنی رضایت نیستگاهی یعنی خسته ام از اینکه مدام...

توی آسمون رویا تو پری شهر نوریتو عزیزترین ستاره ...

تلفنی که زنگ نمی زند نیاز به اختراع نداشت!!حوصله ات سر رفته ...

نه از تنهايی می‌ترسمنه از تنها ماندنترسم ازتنها بودندر كنار ...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

My lovely neighbor part : 60

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

how much i love you so...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

★彡   Part 61 彡★ شب، موقع شام تهیونگ رو ندیدمش. یعنی کلا از و...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁹سه‌جین : آخ جون منو بکش ... آقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط