____[The Forbidden Crossing]____

تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁵⁹

یه میکاپ خشگل هم کردم و لباسمو پوشیدم
آروم یه گوشه در اتاق رو باز کردم که ببینم کوک کجاست
توی آشپزخونه و سالن هم نبود
آروم زیر لب گفتم:
-خوبه! احتمالا تو اتاقشه


و بعد درو بیشتر بازکردم و پاورچین پاورچین سمت در خروجی رفتم
اونقدری آروم حرکت میکردم که حتی صدای نفس کشیدنم هم به گوش نمیرسید...
و آروم به در رسیدم..
در خروجی رو باز کردم و موفقیت آمیز بیرون رفتم...
زود سوار موتورم شدم و کلاه کاسکتمو پوشیدم و از خونه بیرون رفتم و به سمت پیست راه افتادم...
-چه حس خوبی دارهه
خیلی وقت بود موتورسواری نکرده بودممم

و بالاخره به پیست رسیدم
موتورم رو یه گوشه پارک کردم و رفتم سمت مری
مری و تهینگ سمت قسمت بار بودن و داشتن مشروب میخوردن
داشتم میرفتم سمتشون که مری گفت:
=دیدی تهش باهات اومد؟
-کی؟

که یه نفر دم گوشم گفت:
-سلام فسقلی

مثل برق گرفته ها از جام پریدم و جیغ خفیفی کشیدم
ای خدا باز کوک اومده کهههه
-تو... تو کی اومدی؟
+دقیقا همون موقع که پاورچین پاورچین از خونه در میرفتی و فکر میکردی سرمو کلاه گذاشتی
-وات د فازز

و یه نیشخند رو مخ مثل همیشه بهم زد و روی یه صندلی نشست.
بعد یهو یه دختره از دور داد زد
*کوکیییییی
....




#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
دیدگاه ها (۱۳)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

/عشق فراموش شده/{p6} ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:71 میخواستم همه چیزو ول کنم و...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

پارت ۳۷

پارت ۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط