نه چشمان آبی دارم

نه چشمان آبی دارم
نه کفش های پاشنه بلند
همیشه کتانی میپوشم
رو ی چمن ها غلط میزنم
عشوه ریختن را خوب یادم نداده اند*
وقتی ازکنارم رد میشوند
بدی ادکلنم مستشان نمیکند
نگران پاک شدن رژ لب و ریملم نیستم
لاک ناخن هایم از هزار متری داد نمیزنند
گاهی از فرط غصه بلند داااد میزنم
خدایا تو را با دنیا عوض نمیکنم
بعضی از آدم های اطرافم هم با دنیا عوض نمیکنم
شب ها پایه ی پارتی ها در خیابان و میهانی نیستم
بلد نیستم تا صبح پای گوشی پچ پچ کنم
و بگویم دوستت دارم وقتی حتی
به تعداد حروف دوستت دارم هم، دوستت ندارم
ولی اگر بگویم دوستت دارم
دوست داشتنم حد و مرزی ندارم
دوست داشتنم خالصانه است
دیدگاه ها (۱)

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

سناریو جونگکوک

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

نشان سوخته.

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

professor Riddle p61

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط