part ²

part ²

با اون شخص یهو بدنم لرزید.
اون جونگکوک بود!!!


ولش بک به دیشب:

ویو ات:

بلاخره اون شب رسید، اون شبی که ازش متنفر بودم! تو سالن نشسته بودم و منتظرش بودم، همه ی مهمون ها هم منتظر بودن، همه فکر میکردن که ما با عشق ازدواج کردیم اما هیچکس خبر نداره همش بخاطر یه رسم کوفتیه، اصلا دلم نمیخواست باهاش ازدواج کنم، اگه بگم ازش متنفرم خب...دروغ گفتم من دوسش دارم اما ظاهرا اون دوست دختر داره و صددرصد من و نمیخواد، قبل عروسی هم کلی با خانوادمون کلنجار رفت و گفت که یکی دیگه رو دوست داره اما هیچی..



یهو دیدم در سالن باز شد...اومدش...اما......اما اون کیه کنارش با لباس عروس؟؟؟نکنه....نکنه داره شب عروسی خیانت میکنه؟؟؟نکنه این همون دوست دخترشه؟؟؟

دستاشون تو دست همدیگه بود و داشتن میومدن سمت سالن، صدای پچ پچ مهمونا کل سالن و پر کرده بود و خانواده ها نمیدونستن چجوری جواب مهمونا رو بدن، یهو اومدن تو سالن، جونگکوک بهم نته زد و من و یواش هل داد کنار در حدی که فقط کنار برم و خودش و دوست دخترش اومدن وسط و رو به مهمونا گفتن:

جونگکوک: امشب...من میخوام با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم*بعد نگاه به ات* نه کسی که به اجبار قراره باهاش ازدواج کنم
دستش که تو دست دوست دخترش بود و آورد بالا و گفت:
من...جئون چونگکوک...این رسم مسخره خاندان جئون رو بهم میزنم‌...و میخوام با کسی که عاشقشم ازدواج کنم*داد بلند

*رو به قاضی

جونگکوک: آقای قاضی لطفا عقد نامه من و عشقم و بخون

(علامت قاضی: @)
@ اما قربان

+اما اگر نداریم سریع بخون*عربده

@چشم

قاضی: زر زر کرد@ مبارکه

مهمونا: کیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیییی

و بعد...هم و بوسیدن

چون گشادم میزنیم پایان عروسی:

وقتی همه مهمونا رفتن با بغض بهشون نگاه میکردم که دیدم اومد سمتم(جونگکوک و میگم) و بعد یهو یه بطری شیشه ای زد تو سرم و خاموشی...


پایان ولش بک..


اومد و دقیقا جلوم وایساد، و بعد یهو چسب و از دهنم کند که باعث شد دهنم کمی بسوزه و بعد شروع کرد حرف زدن:
( ات:- جونگکوک:+)

- چرا من و آوردی اینجا؟اینجا کجاست؟چرا من و بستی؟

+ چون تو از این به بعد اینجا میمونی...ولی به عنوان یه خدمتکار، اگه از حرفای من و خانم خونه سرپیچی کنی هرچی دیدی از چشم خودت دیدی

-خانم خونه؟؟؟

+ اره..خانم خونه...کسی که روز عروسی جای تو باهاش ازدواج کردم

-تو حق نداری با من مثل یه خدمتکار رفتار کنی میدونی اگه بابام بفهمه چیکارت میکنه(نسبتا بلند، بغض)

+ صداتو برای من بلند نکن(داد)

-(بغض)

+ ببین این بار باهات کاری ندارم اما سری بعدی....چه سر من چه سر لایلا(زن عفریتش) داد بزنی هرچی دیدی از چشم خودت دیدی




چون پارت یک خیلیییی کوتاه بود عوضش این پارت و خیلی طولانی کردم🎀🍒
دیدگاه ها (۰)

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

نامجونا خدا بیامرزتت بابای خوبی بودی:)

البته به اضافه اون ۴ تا نینی🎀🍒🍫

پارت⁵اتو برد به اتاقش که ات دسته تهیونگو گرفتات: این عادلانه...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟒+سریع بیاین بیرون!*چی شده؟+زود باشین!...ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط