دلنوشته دختر شهید دادنام، در روز پدر...

دلنوشته دختر شهید دادنام، در روز پدر...

سلام...نمی دونم از کجا شروع کنم، امروز قرار شد یه متنی از روز پدر بنویسم، هرچی فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه! آخه 25 سال قبل مثل همین امروز بود که وقتی سه ماه بیشتر نداشتم و هنوز گرمای بدن پدرمو به خوبی حس نکرده بودم، اونو از من گرفتند و منو با دنیای روبرو تنها گذاشتند...تازه میفهمم چرا از روز پدر خاطره ای ندارم...

بعضی اوقات که شعری در وصف پدر خونده میشه، شاید باورتون نشه! ممکنه برای خیلی ها کوچکترین آرزو دیدن پدر توی اون لحظه باشه، اما برای من تنها و بزرگترین آرزو همینه...

اما فراموش نمیکنم، هرچند پدر نبود و جای خالیش ...اما مادری داشتم که مثل کوه پشتیبانم بود..هیچ وقت یادم نمیره، هروقت بهونه بابا رو میگرفتم، مادر جوابی برای کودک خردسالش که بهانه دیدن بابا گرفته بود نداشت، و فقط گریه بود و گریه...

الان که دارم این مطلب و مینویسم دلم بدجور گرفته، آخه امروز چهارم خرداده و سالها از پاتک دشمن به شلمچه میگذره، دیروز روز پدر بود...چند ساله که چشمام خیره به در مونده تا شاید خبری از اون برام بیاد ...ولی  حیف...حیف...حیف...میخوام بهش بگم: بابای خوبم، من دیگه توقع زیادی ندارم، فقط به یه تیکه استخون، پلاک، پاره ای پیراهن بیاد پیراهن ارباب بی کفن، قمقمه آبت حتی اگه سوراخ سوراخ شده باشه بیاد مشک پاره سقا و حتی یه نشونه از تو راضی ام و هنوز منتظرم بابا...

وقتی تو نیستی، همیشه آخر حرفم و با بغض میخونم: عمریست لبخندهای لاغر خود را، در دل ذخیره میکنم...برای روز مبادا...اما در صفحه تقویم روزی برای روز مبادا نیست...اما کسی چه میداند، شاید فردا روز مبادا باشد...و هر روز بی تو روز مباداست...

تقدیم به همه پدران آسمانی...شادی روح امام و شهدا صلوات

زینب دادنام، فرزند شهید غلامحسین دادنام
دیدگاه ها (۱۳)

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

بابا خونه نمیخریماااا ۵تا دونه بستنی چوبی قیمتش شده اندازه ق...

شکوفه های گیلاس🌸🌸پارت۸🌸و دازای....دیگر یک آدم خشک و بی احساس...

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³³(نایون+...

سناریو قهوه با بوی شکلات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط