روزهای دلتنگی

روزهای دلتنگی

اسماعیلت شدم....
ابراهیمم نشدی،

میان "هلهله گوسفندان" و"غفلت خدا" ،
سرم را بریدی!...

من قربانی اعتمادت شدم...
دیدگاه ها (۳)

لرزش دستانم با پیرمردی برابری میکند که جسمی کهن سال دارد...ا...

این روزهابی حواس ترین دختر دنیا منمکه در گذر از میان مردم شه...

خدایا کمکم کن خدااااااا

همه زندگیم درد میکنه ،دردنمیدونم عظمت این کلمه رو درک میکنی ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوم ۲

I can be myself with himPart⁸⁷ضربه ی دیگه ای به در خورد..در ...

پارت اول | یک روز معمولیپارک لاراـ لارا، بیداری؟چشم‌هام رو ب...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

Eight

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط