باز گرد ای خاطرات کودکی ، بر سوار اسب های چوبکی ، درس های

باز گرد ای خاطرات کودکی ، بر سوار اسب های چوبکی ، درس های سال اول ساده بود ، آب را بابا به سارا داده بود ، درس پند آموز روباه و خروس ، روبه مکار و دزد چابلوس ، با وجود سوز و سرمای شدید ، ریز علی پیراهن از تن می درید ، تا درون نیمکت جا می شدیم ، ما پر از تصمیم کبرا می شدیم ، کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت ، دوشمان از حلقه هایش درد داشت ، همکلاسی های درد و رنج و کار ، بچه های جامه های وصله دار ، کاش هرگز زنگ تفریحی نبود ، جمع بودن بود و تفریقی نبود ، یاد آن آموزگار ساده پوش ، یاد آن گچ ها که بودش روی دوش ، ای دبستانی ترین احساس من ، باز گرد این مشق ها را خط بزن
دیدگاه ها (۶)

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

پارت ۴ ویو ا.ت سر کلاس نشسته بودیم نامجون هنوز نیومده بود ای...

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

در سایه ی گذشته🌑(درخواستی از یک گل زیبا🌸)# قسمت اول: «اولین ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇15ویو هویج: یک هفته گذشت.یک هفته‌ای ک...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوم ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط