خدايا! بابت هر شبى كه بى شكر سر بر بالين گذاشتم؛

خدايا! بابت هر شبى كه بى شكر سر بر بالين گذاشتم؛
بابت هرصبحى که بى سلام به تو آغاز كردم؛ بابت لحظات شادى كه به يادت نبودم؛ بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبت دادم بابت هر گره که به دستم کورشد و مقصر تو را دانستم مرا ببخش. کمکم کن که بفهمم، توکنارمنى نه روبه روی من...!!!
دیدگاه ها (۱۴)

★彡   Part 29 彡★ کتم رو مرتب کردم و لیوان رو بالا بردم."به سل...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

Part ³

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

My lovely neighbor part : 50

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط