باید باور کرد حقیقت را...

باید باور کرد حقیقت را...
حقیقت تنهایی توست...

حقیقت گریه های بی صداست....من از عشق به نفرت رسیدم...

باید کنار آمد با همه چیز...باید دست خاطراتش را رها کرد و رفت...

دنیا ارزشش را ندارد که تو خواهی غم نداشتنش را داشته باشی...

باید گذشت...حتی از خودت...

باید خندید...باید خودت را با این جمله آرام کنی

تجربه ای که بدست آوردی ارزشش را داشت

نصیحتم را گوش کن:

به عشق های این زمونه دل نبند....عشق ها گرگ شدند در لباس میش...

دل نبند...
دیدگاه ها (۱)

بیشعورتریـــــــــن موجوددنیـا دل منـــه!روزی هزار تادلیل و ...

تو زن شدی......نه برای در حسرت ماندن یک بوسه !برای ...خلق بو...

شــــــــــنیدے مــــــــــیگـــــڹ شــــــــــبهـــای قــــ...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

در هیاهوی بی‌پایان روزگار، آنجا که هر سو دغدغه‌ها و اضطراب‌ه...

نام: قرارداد نفرتPart:³⁸چند دقیقه بعد، همه دوباره دور هم جمع...

✈️ چند روز بیشترپارت ۵ چند ساعت بعد، لیا هنوز بین قفسه‌ها می...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

نام: قرارداد نفرتPart:¹⁷چند دقیقه بعد...همه با ماشین رسیدن ب...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟙𝟘: حقیقتصدای قدم‌های رزی در راهروی تاریک ن...

پارت بیست‌وهفتم |در آسمانچند دقیقه بعد، مهماندارها شروع به آ...

از ترس تا اعتمادpart: 5 ...

نام: قرارداد نفرتPart:³⁷بعد از شام، همه وسایل رو جمع کردن و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط