پاییز باشه ،تو خیابون راه بری و خش خش برگ های رنگین شده ر

پاییز باشه ،تو خیابون راه بری و خش خش برگ های رنگین شده رو زیر پاهات حس کنی؛

سرتو بالا بگیری و چشمت بیفته به دسته های بزرگ پرستو های مهاجر؛

گنجشک های شنگول رو ببینی که لای چنار های بزرگ ورجه وورجه کنان دنبال هم میکنن و آسمون شهر رو زیر سرشون گذاشتن.

یهو اولین قطره های بارون پاییزی چیکه چیکه رو صورتت سر بخورن پایین و یه لبخند پهن بیارن رو صورت یخ کرده ات؛

بعد بارون تند و تندتر شه و بدویی به اولین سرپناهی که سر راهت پیدا میکنی و با ذوق اولین رگبار پاییزی رو تماشا کنی؛

اون لحظه انگار همه چی به کامت شده ، شدی خوشبخت ترین آدم روی زمین.
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت یازدهم ۱۱

### پارت ۱: سایه‌هایِ عمارتِ سرخعمارتِ «کانگ» همیشه بویِ نمِ...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

چند پارتی

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت اول: برخورد آتش و یخ(راهروی شلوغ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

چند پارتی جیمین.وقتی خیانت می‌کنه...حالا اروم تر شده بودم،یا...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط