یه شونه داشتم که خیلی ازش راضی نبودم... زیادی بزرگ و خشن

یه شونه داشتم که خیلی ازش راضی نبودم... زیادی بزرگ و خشن بود ولی به هر حال ازش استفاده میکردم...
چند وقت پیش رفتم سفر، از سفر که برگشتم دیدم شونه نیست... توو اتاق هتل جا گذاشته بودمش...
رفتم یه شونه دیگه خریدم...
این یکی خیلی بهتر بود خوش دست بود اندازه اش مناسب تر بود خیلی از خریدش راضی بودم...
چند روز پیش که کوله پشتیمو می گشتم شونه قبلیم توو یکی از جیباش پیدا شد...
یه نگاهی بهش انداختم... بد شکل تر و نامناسب تر از قبل به نظر میومد...
با خودم فکر کردم اگر این شونه گم نشده بود ازش همچنان استفاده میکردم و به فکر خریدن یه شونه جدید نمی افتادم...
بهش گفتم مرسی که گم شدی....
گاهی از دست دادن چیزی که داریم باعث بدست آوردن یه چیز بهتر میشه...
سخته می دونم... ولی با دلتنگیش کنار بیاید، توو پیچ بعدی یه اتفاق بهتر منتظرتونه
دیدگاه ها (۱۰)

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

وقتی درسش بد بود و..

My nurse

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 172♡⁠。⁠)⁩با ناز...

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

★彡   Part 26 彡★ وارد اتاقم که شدیم، با گرمای شدید مواجه شدم....

رومان قطره قرمز (پارت 2)

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط