تو را

تو را
در کوچه ­های سرد نوبنیاد گم کردم.
 
تو را
در جشن و رقص و پایکوبی
بین مهمان­ ها،
تو را در گریه ­های ­ی میرِ بی داماد
گم کردم.

تو را در
گریه ­های­ ی صلح و آزادی
غم و شادی،
تو را
در شعرها
ای درد مادرزاد گم کردم.

تو را
در قهوه­ خانه ­ها
تو را
در دود قلیان­ ها
تو را
در پشت میز کافه ­ی میعاد
گم کردم.
ارژنگ گیتار شکسته
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

فیک

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۱ » الان دو سال شده بود که سوکجین ...

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

P3F2فردا دامیان:انیا پاشو دیگه به خدا خسته شدم هروز بخوام بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط