انتظار برای بازگشتِ تو

انتظار برای بازگشتِ تو
هرگز تلخ و غم انگیز نبود،
در امتدادِ هر غروب،
می‌‌دانستم این سکوتِ زهر آگین
و این تنهاییِ نامهربان جاودانه نیست!
تو می‌آمدی،
به آغوش کسی‌ باز می‌گشتی
که رفتنت را باور نکرده بود
تنها کسی‌ که نگاهی‌ داشت خودمانی
و دلخوشی بی‌ مرزی که صبورش می‌‌کرد و امیدوار...
تنها کسی‌ که منتظرت بود...!
دیدگاه ها (۱)

من چه آسمانِ خوشبختی اموقتی تقدیر است ،آفتابِ هر صبحِ من تو ...

دلت رابتکاناشتباهاتت وقتی افتاد روی زمینبگذار همانجافقط ازلا...

مــــن اینجــا لابه لای تمـام بـودن ها و داشتـن هاتــــو راف...

هیچ چیز قشنگ تر از این نیستیکی را داشته باشیکه هر روز به او ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

تصویر دیدنی از زائر کوچک رواق کشوردوست در کنار تصویر نوه رهب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط