چند هفته پیش یه عادم عجیب غریب اومده بود مغازم و چندتا جن

چند هفته پیش یه عادم عجیب غریب اومده بود مغازم و چندتا جنس برداشت که میشد 155 تومن که کلی تخفیف میخواست؛ 50 تومن گذاشت رو میز و میخواست بره که من اعصابم خورد شد و جنسارو پس گرفتم و بیرونش کردم؛ کار به فحش کشی و اینکارا کشید... خلاصه یارو گفت یه کاری میکنم نتونی مغازه تو باز کنی؛ منم گفتم برو هر غلطی میتونی بکن. آغا چشتون روز بد نبینه فردا صبح که رفتم مغازه رو باز کنم همچین ریده بود رو قفل که اصلا قفل دیده نمیشد. لامصب تهدیدش خیلی جدی بود.
دیدگاه ها (۴)

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

#رد_خون_و_بوسه19راوی:لارا صبح رفت عمارت تهیونگ برای ثابت کرد...

بازی درخون 🍷🗡پارت یازده 🍷🗡جیغ کشید ولم کن عوضی چشمامو تنگ ...

Chapter:1Part:62پشت در آروم سر خورد و رو زمین نشست.خیلی حالش...

پارت ۱۵ ددی سکسی من :تو ماشین نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد:-...

مافیای رمانتیک P2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط