دستم را

دستم را

به زیبایی تو نزدیک می‌کنم

و خواب از سرم می‌پرد

حتما که نباید

فنجان را سر کشید

گاهی قهوه از چشم ها

در جان می‌چکد
دیدگاه ها (۷۸)

تو یعنی چتری از احساسبرای قلب بارانیتو یعنی در زمستان هابه ف...

تو دو روح دارییکی در تن ، که به خودت جان میدهد و دیگری در چش...

تمامِ زندگےام را شعر مےڪنمو روے پیشانےِ تبدارت مےگذارم تا یڪ...

پارت ۴

چشمان تو درمان می کردهجیگرک من💔الهی خواب ات ببره برابر بر سی...

+چشم هاش؟ اون دوتا تیله ی قهوه ای..... اونا تنها چیز زیبایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط