شب جمعه لبت را به هوس می بوسم...

شب جمعه لبت را به هوس می بوسم...
از همین لحظه و تا قطع نفس می بوسم...

من که زندانی چشمان تو بودم ز ازل...
چشم زیبای تو را پشت قفس می بوسم...

دل من را ندهی وعده به وصلت ... پس از این...
طرح لب های تو را هم به عبس ... می بوسم...

نه که پنهانی و با ترس و نه در خوف و رجا...
در همین کوچه و نزد همه ** می بوسم...

هم به هنگام اذان و دم محراب نماز...
هم کلیسای مسیح وقت جرس می بوسم...

ابتدا نقش دو چشمان تو را می کشم و...
روی این دفتر زیبا و سپس می بوسم...

وقت این قافیه تنگ است و غزل مست تو شد...
شکوه داری که چرا روی تو بس می بوسم ؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

اعتیاد من بهت.

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

نشان سوخته.

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نوزدهم: طوفانِ خشم و سکوتِ مرگبار ⛓️...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁵صدای بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط