پر می کشم و مست و خموشم

پر می کشم و مست و خموشم
افتاده  ز  پا  خانه  به   دوشم
در  هر  گذری    گرد    شقایق
حیران  شده و  حلقه به گوشم
تا  بوی  گلستان  رسد  از  جان
می مانم  و  از سر شده هوشم
بر  هر  درِ ،  در بسته   زنم در
شاید    برسد   ندا  به  گوشم
دیدگاه ها (۷)

می توانی با نگاهی در دلم غوغاکنیباز این آرامِ عاشق پیشه را ر...

دوستت دارم چه اسان فتنه برپامیکندمهر یک بیگانه را در جان ودل...

دیدنت همه ی شعرهایی بود که دوست داشتم یهویی پروانه شوند بر پ...

‍ ‍ وقتی نیستی جهان به سکوت می ماند انگار پرنده ها آوازشان ل...

مادرم بعد از آنکه همه ما فرزندانش از خانه رفتیم و هر کدام دن...

این متن بسیار زیبا و احساسی است من که خیلی به دلم نشست مادر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط