من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت شب حرف میزنم

و از نهایت تاریکی

اگر به خانه من آمدی

برای من ای مهربان چراغ بیار

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

شبتون خوش
دیدگاه ها (۱۰)

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

عاشقانه های شبنم

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

زن عجيب ترين و پيچيده ترينخلقت خداست !وقتى به دنيا مى آيد .....

عاشقانه های شبنم

#SLAVES. PART 1بار تاریک بود. بوی مشروب و عط...

خانه پیامبر(ص) کجاست؟ شاید اگر امروز از ما بپرسند، نشانی کوچ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

زندگی قبل از بابام...یعنی خانه‌ای که صدای قدم‌هایش در آن می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط