کاش...

کاش...
پیرزنی شوم،
آلزایمر بگیرم،
پس از سالها به من زنگ بزنی؛
بگویی دلم برات تنگ شده است
صدایت آشنا باشد،
و من فکر کنم پسرم هستی
و یادم نیفتد
من همان دختری هستم که در انتظارت موهایم به تنهایی سفید شد..
دیدگاه ها (۳)

@nphotography

غروب 5 شنبه...4 ماه از دستت دادنت گذشته میخوام یک دفعه ایی ب...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

💜 : من الان دارم فلوت زدن یاد می‌گیرم، میخواین گوش بدین؟🐻 ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط