روی ماسه های ساحل . . .

روی ماسه های ساحل . . .

یادته روی ماسه های ساحل کنار دریا با هم قدم میزدیم.

دوتا قلب عاشقونه روی ماسه ها کشیدیم، داخل قلب ها ایستادیم بعد دستهامو گرفتی و بهم گفتی که هیچوقت از من جدا نمیشی ، برای بودن کنار هم کلی نقشه کشیدیم.

یادمه بهم گفتی که توپیچو خمه جاده زندگی باید دستهای همو بگیریم و پاک و ساده کنار هم باشیم

اما افسوس . . .

در یک چشم بهم زدن آب دریا قلبهامونو از هم جدا کرد و عشقمو با خود به دریا به اون اعماق دریا برد!!!

وااااااای چقد سخته جلوی چشات عشقت از دستت رها بشه

خداااایا میبینی دریا با این دل پر از غصه ام چیکار کرد تمام خاطراتمو با خودش برد و حالا من موندمو یه دل پر از ماتم

از لبه دریا و ساحل هرکسی یه خاطره ای داره

اما من . . . .

اما من ماندم با خاطراتی که . . .!!!
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 175♡⁠。⁠)⁩اول به...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

I can be myself with himPart¹⁰⁸ساعت،۸ شب رو نشون میدادطرح کا...

تک پارتی

بهار بدون تو

چند پارتی

...My evil angel...پارت⁵🪽🔥 فصل سومنگهبان تالار خاطرات...سکوت...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط