چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایی است
مرا در اوج می‌خواهی تماشا کن، تماشا کن
دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی‌گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردن
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند

رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردن
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند
دیدگاه ها (۷)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

Part ⁴⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)وارد ز...

I've got you Right hereI know it's been a lonely road Everyo...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:22و رفت بالا افتادم رو ک...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط