عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری
تا به حالا نوبت ما بود حالا دیگری؟

گفته بودی که مرا وقت سفر خواهی شناخت
عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری!

رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان
پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری..

من که نفرینت نکردم..روزی اما می دهد
پاسخ کار تو را حالا خدا،یا دیگری
دیدگاه ها (۸)

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

از آرمیها میخوام که این متن رو پخش کنن تا به دست RM برسه

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

نام رمان : مرا به رنگ آبی دربیاور ژانر : عاشقانه تعداد پارت ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا بندگان مسلمان و مؤ...

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط