💫 نمیدانم،

💫 نمیدانم،
چہ #میشستے در آن #تشت❗ ️

نمیدانم،
چہ #میخواندے در آن #دشت❗ ️

فقط یڪ #قصہ باقے مانده امروز،

تو #رفتے...
تنها #پلاڪے از تو #برگشت‼ ️

@raviankomail
دیدگاه ها (۱)

ممنونم بخاطر انتخاب تون ...منتخب

عاشقانه های شبنم

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

پدرم نیست ...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

فردا فردا کردن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط