دل من تنها بود...

دل من تنها بود...

دل من هرزه نبود!
دل من عادت داشت که بماند یک جا! به کجا؟ معلوم است... "به در خانه ی تو" دل من عادت داشت، که بماند آنجا!

پشت یک پرده ی توری، که تو هر روز آنرا
به کناری بزنی.

دل من ساکن دیوار و دری

که تو هر روز از آن می گذری...

دل من ساکن دستان تو بود...

دل من گوشه ی یک باغچه بود!

که تو هر روز به آن می نگری!

راستی...

"دل من را دیدی؟؟؟"
دیدگاه ها (۶)

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

🌹 به نام آن‌که عشق را آفرید...و عشق را در قلب کسانی گذاشتکه ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

ویولن، سازِ زمزمه‌هایِ روح است. سازی که نه فقط با سیم‌ها، که...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

فراتر از خویش

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_2 فصل اول | خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط