تقاص عشق

تقاص عشق
پارت ۶

ات با باندی که رویه پیشانیش بود سمته کمد اش رفت و لباس سفیدی را برداشت و پوشید اش سمته آینه‌ رفت و موهای کوتاهش را خیلی زیبا بست و آرایش ملایمی کرد عطر شیرین اش را زد و دیگه آماده بود
اسلاید ۲ لباس ات
اسلاید ۳ موهای ات
رفت پایین سر میز صبحانه نشست مادر اش و پدر اش وقتی پیشانی زخمی اش را دیدن نگران شدن
یونگی : صبح بخیر
ات : صبح توهم بخیر
م/ات : چه اتفاقی برات افتاده
ات : نگران نباشید فقط یه حادثه کوچولو بود
پ/ات : از این به بعد مراقب باش
ات : چشم پدر
یونگی : امروز که نمیری نه
ات : نمیتونم نرم این هفته بچه ها باید خیلی خوب درس بخونن
یونگی : خالت خوب نیست
ات با خيلی عجله و سریع صبحانه اش را خورد و از روی صندلی اش بلند شد و پشته سر یونگی ایستاد بوسه ای رویه گونه اش گذاشت
ات : نگران نباش حالم خوبه
از سالون داشت میرفت و با صدای بلند گفت
ات : بای بای
یونگی: صبر کن من
ات : نه نمیخواد دیرم شده
سریع از عمارت خارج شد و ایستاد تا تاکسی بیاد
ات : اوفففف تا وقتی ماشینم تعمیر میشه بايد تو تاکسی بریم
.....
( شرکت JM )
جیمین پشته میز اش رویه صندلی نشسته بود داشت با خودکار اش بازی می‌کرد تا اینکه در باز شد و نگاهش را داد به سمته در سوهیوک وارده اتاق شد و کلافه رویه مبل نشست
جیمین : حله
سوهیوک : چی چیو حله اونا حتا به حرف هام گوشم ندادن کشتن باید به فرزندی بگیریش
جیمین :خوب به فرزندی میگرفتی
سوهیوک: دیگه چی من هنوز مجردم باز یه بچه به فرزندی بگیرم
جیمین خنده ای کرد و از رویه صندلی اش بلند شد
جیمین : پاشو بریم
سوهیوک: باشه
از اتاق خارج شدن و سوار ماشین شدن و حرکت کردن سمته یتیم خانه
وارده یتیم خانه شدن و رفتن اتاق مدیر
جیمین : میخواهم سرپرست یکی از بچه هاب اینجا بشم
مدیر : پس باید به فرزندی بگیریش
جیمین : باشه به فرزندی میگیرمش
چند دقیقه گذشت یه نفر یه دختر سه ساله اورد اتاق مدیر
جیمین به سمته دختر چهار ساله رفت و رویه به پایش جلوی آن دختر کوچیک نشست
دیدگاه ها (۴)

تقاص عشق پارت ۷جیمین : سلام کوچولو اسمت چیه دینا : اسمم دینا...

پارت ۸۱ و ۸۲ حذف شده رمان سلطنت بی رحم

تقاص عشق پارت ۵ ات وقتی چشم هایش را باز کرد یونگی را دید که ...

تقاص عشق پارت ۴جیمین با سوهیوک تو ماشین بود و داشتن رانندگی ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁴²یونگی 🪽 میخوای یکم اینجا بمونیم...

عشق یا ترسpart 2``روز بعد``جیمین وارد کلاس شد و روی صندلی نش...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ³⁴ ✨ ویو ات ✨ با سرگیجه خفیفی چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط